تبليغاتX
سيد علی منیری

سيد علی منیری
معاون جذب و سازماندهي سازمان جوانان هلال احمر
اعضاي كاروان پياده رد پاي عشق


پرچم سازمان جوانان هلال‌احمر به ضريح مطهر امام رضا (ع) متبرك شد

خبرگزاري فارس: پرچم سازمان جوانان هلال‌احمر كشور توسط اعضاي كاروان پياده رد پاي عشق به غبار مطهر امام هشتم (ع) طي آييني متبرك شد.

به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا» به نقل از روابط عمومي جمعيت هلال‌احمر خراسان رضوي، اين آيين معنوي با حضور 500 تن از اعضاي جوانان جمعيت هلال‌احمر سراسر كشور با شكوه خاصي برگزار شد.
اين پرچم پيش از اين به ضريح پيامبر اسلام (ص) در مدينه متبرك شده بوده كه اعضاي جوانان هلال‌احمر آن را از مشهد شهداي شلمچه تا مشهد الرضا (ع) حمل كردند.
حمل كنندگان اين پرچم متبرك رضا، رضا گويان مسير بلوار امام رضا (ع) تا حرم مطهر رضوي را در ميان استقبال گرم زائران و مجاوران طي كرده و با عبور از صحن‌ها و رواق‌هاي اطراف با ضريح مطهر امام رضا (ع) متبرك كردند.
رئيس سازمان جوانان جمعيت هلال احمر كشور در اين آيين گفت : منشور اخلاقي كاروان رد پاي عشق شناسايي توانمندي‌هاي واقعي، اجتماعي و فرهنگي جوانان عضو اين سازمان است.
محمود مظفر افزود: شناساندن مسير حركت امام رضا (ع) به ساكنان مناطق شهري و روستايي براي ديگر نسل جوان از محورهاي اصلي اين حركت معنوي بوده است.
وي بيان كرد: هدف سازمان جوانان هلال‌احمر تربيت نسل جوان در قالب فعاليت‌هاي امدادي، فرهنگي، اجتماعي و تقويت قواي فكري و جسمي جوانان است.
كاروان رد پاي عشق متشكل از 500 نفر از منتخبان اعضاي سازمان جوانان جمعيت هلال احمر سراسر كشور، مسير مشهد شهداي شلمچه تا مشهد الرضا (ع) كه مسير حركت امام رضا (ع) بوده را در 45 روز پياده طي كردند.
اعضاي اين كاروان حركت خود را از ماه‌ها قبل از مدينه منوره با متبرك كردن پرچم سازمان جوانان هلال‌احمر به ضريح پيامبر اسلام (ص) آغاز كرده و پس از عبور از استان‌هاي كشور وارد مشهد شدند.


لينك | نوشته شده در 88/08/11ساعت توسط سيد علی منیری|
شهادت امام صادق(ع) بر تمامي شيعيان جهان تسليت باد
 

شهادت امام صادق عليه السلام تسليت باد

شهادت امام صادق(ع) بر تمامي شيعيان جهان تسليت باد

مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:

۱- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!

2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!

3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!

4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!

5- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!

6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!

7- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏شود، پس فریب براى چیست؟!

8- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!

9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!

10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!

 من و تو كه الان این مطلب را خواندیم، وقت آن است كه چند دقیقه‌ای به این چیست و چراها فكر كنیم.


لينك | نوشته شده در 88/07/22ساعت توسط سيد علی منیری|
جان
 
 

 فرمانروايي كه مي كوشيد تا مرزهاي جنوبي كشورش را گسترش دهد، با مقاومت هاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمت هاي سردار به حدي رسيد كه خشم فرمانروا رابرانگيخت، بنابراين او تعداد زيادي سرباز را مامور دستگيري سردار كرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا در آمدند و براي محاكمه و مجازات به پايتخت فرستاده شدند. فرمانروا از سردار پرسيد: اي سردار، اگر من از گناهت بگذرم و آزادت كنم، چه ميكني؟
سردار پاسخ داد: اي فرمانروا، اگر از من بگذري به وطنم باز خواهم گشت و تا آخر عمر فرمانبردار تو خواهم بود. فرمانروا پرسيد: و اگر از جان همسرت در گذرم، آن گاه چه خواهي كرد؟ سردار گفت: آن وقت جانم را فدايت خواهم كرد! فرمانروا از پاسخي كه شنيد آن چنان يكه خورد كه نه تنها سردار و همسرش را بخشيد، بلكه او را به عنوان استاندار سرزمين جنوبي انتخاب كرد.
سردار هنگام بازگشت از همسرش پرسيد: آيا ديدي سرسراي كاخ فرمانروا چقدر زيبا بود؟ دقت كردي صندلي فرمانروا از طلاي ناب ساخته شده بود؟ همسر سردار گفت: راستش را بخواهي، من به هيچ چيز توجه نكردم. سردار با تعجب پرسيد: پس حواست كجا بود؟ همسرش در حالي كه به چشمان سردار نگاه ميكرد به او گفت: تمام حواسم به تو بود. به چهره مردي نگاه ميكردم كه گفت حاضر است به خاطر من جانش را فدا كند!


لينك | نوشته شده در 88/07/05ساعت توسط سيد علی منیری|
زندگی زیباست

روزي اسب كشاورزي داخل چاه افتاد . حيوان بيچاره ساعت ها به طور ترحم انگيزي ناله مي كرد
بالاخره كشاورز فكري به ذهنش رسيد . او پيش خود فكر كرد كه اسب خيلي پير شده و چاه هم در هر صورت بايد پر شود . او همسايه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بيل در چاه سنگ و گل ريختند.اسب ابتدا كمي ناله كرد ، اما پس از مدتي ساكت شد و اين سكوت او به شدت همه را متعجب كرد . آنها باز هم روي او گل ريختند . كشاورز نگاهي به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه اي ديد كه او را به شدت متحير كردبا هر تكه گل كه روي سر اسب ريخته مي شد اسب تكاني به خود مي داد ، گل را پا يين مي ريخت و يك قدم بالا مي آمد همين طور كه روي او گل مي ريختند ناگهان اسب به لبه چاه رسيد و بيرون آمد

زندگي در حال ريختن گل و لاي برروي شماست . تنها راه رهايي اين است كه آنها را كنار بزنيد و يك قدم بالا بياييد. هريك از مشكلات ما به منزله سنگي است كه مي توانيم از آن به عنوان پله اي براي بالا آمدن استفاده كنيم با اين روش مي توانيم از درون عميقترين چاه ها بيرون بياييم


لينك | نوشته شده در 88/07/01ساعت توسط سيد علی منیری|
داستان عبرت آموز
روزي روزگاري در روستايي در هند؛ مردي به روستايي‌ها اعلام کرد که براي خريد هر ميمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستايي‌ها هم که ديدند اطراف‌شان پر است از ميمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران ميمون به قيمت 20 دلار از آنها خريد ولي با کم شدن تعداد ميمون‌ها روستايي‌ها دست از تلاش کشيدند. به همين خاطر مرد اين‌بار پيشنهاد داد براي هر ميمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با اين شرايط روستايي‌ها فعاليت خود را از سر گرفتند. پس از مدتي موجودي باز هم کمتر و کمتر شد تا روستايي‌ان دست از کار کشيدند و براي کشاورزي سراغ کشتزارهاي‌شان رفتند.

اين بار پيشنهاد به 45 دلار رسيد و در نتيجه تعداد ميمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختي مي‌شد ميموني براي گرفتن پيدا کرد. اين‌بار نيز مرد تاجر ادعا کرد که براي خريد هر ميمون60 دلار خواهد داد ولي چون براي کاري بايد به شهر مي‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او ميمون‌ها را بخرد.

در غياب تاجر، شاگرد به روستايي‌ها گفت: «اين همه ميمون در قفس را ببينيد! من آنها را به 50 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به60 دلار به او بفروشيد.» روستايي‌ها که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌هاي‌شان را روي هم گذاشتند و تمام ميمون‌ها را خريدند... البته از آن به بعد ديگر کسي مرد تاجر و شاگردش را نديد و تنها روستايي‌ها ماندند و يک دنيا ميمون.

لينك | نوشته شده در 88/06/29ساعت توسط سيد علی منیری|
نماز جمعه تهران
 
اقامه نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي

 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و با شکوه روزه داران موحد تهرانی در سومین نماز جمعه ماه مبارک رمضان، با تبیین سلوک سیاسی مولای متقیان حضرت علی بن ابیطالب(ع)، رفتار سیاسی امام خمینی را منطبق با سلوک و سیره امیر مومنان برشمردند و تأکید کردند: روز قدس از برجسته ترین یادگارهای امام راحل عظیم الشأن است و به فضل و هدایت الهی، ملت بزرگ و بیدار ایران جمعه آینده، یکپارچه و متحد، پرچم حمایت از مظلومان فلسطین را در پیشاپیش ملت های ظلم ستیز جهان، به اهتزاز درخواهد آورد.



ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در 88/06/24ساعت توسط سيد علی منیری|
عبور از پل هاي زندگي
سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي ميکردند. يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد و كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند.
از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد. نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم.
نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟
نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم !
هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي؟
در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست.
وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم...
 

 



لينك | نوشته شده در 88/06/19ساعت توسط سيد علی منیری|
سخنان روشنگر امام خامنه اي


سخنان امروز امام خامنه اي در جمع عده اي از دانشجويان و نخبگان علمي فرهنگي كشور حاوي نكات بسيار مهمي بود كه لازم دانستم از ميان سخنان گهربار ايشان نكاتي را برجسته كنم كه فكر ميكنم با علم به تخريب ها و شبهه افكني هايي كه در پي حوادث اخير از سوي عده اي عليه ايشان مطرح شده بود، بيان شد.
البته اصل انتقاد حتي اگر خطاب به رهبر نظام باشد چيز بدي نيست اما نيت و هدف از طرح چنين انتقاداتي مهم است و چنانچه دستاويزي براي همراهي با يك جريان ناسالم باشد مورد ايراد است.
اما آنچه به عنوان قسمت اصلی این انتقادات مطرح بود حمايت رهبري از دكتر احمدي نژاد يا به عبارتي عدم انتقاد رهبری از دولت و شخص دکتر احمدي نژاد بود.
صحبت هاي امام خامنه اي به روشني پاسخگوي اين انتقادات و شبهه افكني هاست: "دولت كنوني و رئيس جمهور محترم، مثل همه انسانها، داراي نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از  نقاط قوت حمايت مي كنم و هركس ديگري نيز اين گرايش، تحرك و جديت را از خود نشان دهد مورد حمايت من خواهد بود. تأكيد بر نقاط ضعف، به سياه نمايي و نااميدي مي انجامد ضمن اينكه موضع گيري علني در مقابل نقاط ضعف، سياري از مواقع به حل مشكل كمكي نمي كند بنابراين و براساس منطق، فقط هنگامي كه چاره ديگري نباشد بايد در مقابل نقاط ضعف، موضع علني گرفت. "
هرچند پيش از اين نيز طرح دعواي عده اي عليه رهبري به دليل حمايت ايشان از دولت فاقد منطق و عقلانيت بود و بارها با پاسخ هایی مشابه اظهارات رهبری پاسخ داده شده بود اما شنيدن مستقيم این پاسخ از زبان رهبری مي تواند آن دسته از كساني را كه با حسن نيت و از روي دلسوزي به طرح چنين مدعیاتی مي پرداخته اند را قانع كند.
آنچه در این مدت بر من بیش از گذشته نمود یافت نقش برجسته و خطیر رهبری و تدبیر و درایت مثال زدنی ایشان بود که در هدایت جامعه به سمت خنثی کردن فتنه ها و برگرداندن آرامش به جامعه بسیار مهم و ستودني است. انشاالله كه خداوند اين گوهر يگانه را از بلايا محفوظ و مصون بدارد.

لينك | نوشته شده در 88/06/11ساعت توسط سيد علی منیری|
فضايل كلي ماه رمضان


در بين ماه هاي سال قمري، ماه مبارك رمضان، از قداست و جايگاه ويژه اي برخوردار است چنانكه در دعاي مخصوص آن مي خوانيم: «... و هذا شهر عظمته و كرمته و شرفته و فضلته علي الشهور...»؛ (اقبال الاعمال/24) «و رمضان، ماهي است كه او را عظمت و كرامت و شرافت، و فضيلت دادي، نسبت به ماه هاي ديگر.»

رسول خدا(ص) مي فرمايد: «اگر كسي در اين ماه، يك آيه از قرآن، تلاوت كند، ثوابش مثل كسي است كه در غير ماه رمضان، يك بار قرآن را ختم كرده باشد.»(امالي صدوق/93) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است: «هركس در ماه رمضان، صدقه اي بدهد خداوند هفتاد نوع، بلا را از او دور مي كند.» (بحار/ 93/316)

حضرت علي(ع) از پيامبر خاتم(ص) نقل مي فرمايد: «هيچ مؤمني نيست كه ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگيرد، مگر آن كه خداي تبارك و تعالي، هفت خصلت را براي او لازم گرداند، هرچه حرام در پيكرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خداي عزوجل نزديك مي شود. (با روزه خويش) خطاي پدرش حضرت آدم را مي پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، براي او، آسان كند. از گرسنگي و تشنگي روز قيامت در امان است. خداي عزوجل از خوراكي هاي لذيذ بهشتي او را نصيب دهد. و بالاخره خداي عزوجل، برائت و بيزاري از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودي بود) كه عرض كرد راست گفتي اي محمد.» (من لايحضر صدوق/2/74)

ماه مبارك رمضان علاوه بر اين كه ماه عبوديت و بندگي، و ماه غفران و رحمت الهي است، از جهات ديگر نيز حائز اهميت است:

 


ادامه مطلب

لينك | نوشته شده در 88/06/05ساعت توسط سيد علی منیری|
نيمه شعبان : اعتقاد به موجود بودن امام زمان عليه السلام

عيد نيمه شعبان، بهانه اي براي توجه به اين حقيقت است كه « لو بقيت الارض بغير امام لساخت » و « من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » اين مساله در منابع و مصادر فكري شيعه در قالب ابوابي چون: « باب الاضطرار الي الحجة » ، « باب وجوب معرفة الامام » ، « باب انه لا تقبل الاعمال الا بالولاية » و ...  منعكس شده است.

در حقيقت درك نيمه شعبان ، درك مهم ترين پايه ي اعتقادي اسلام است. آيت الله جوادي آملي مي نويسند: « از خود امام عصر (عليه‌السلام) نيز رسيده است كه: من مايه‌ي‌ امنيت اهل زمين هستم چنان‌كه ستارگان مايه‌ي‌ امنيت براي اهل آسمان هستند: "إنّى لأمان لأهل الأرض كما أنّ النجوم أمان لأهل السماء"(بحار، ج 52، ص 92.). بنابراين، در تمام اعصار ـ از جمله اين عصر ـ حجت الهي در ميان بندگان او حضور دارد، از اين رو شيعه معتقد است كه مهدي موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است. اين كه گاهي تعبير به "مهدي موعود موجود" مي‌كنيم، سرّش همين است وگرنه اصل موعود بودن مهدي مورد قبول بسياري از فِرَق است. آنچه كه شيعه‌ي‌ اثناعشري را از ديگران ممتاز مي‌كند اعتقاد به موجود بودن مهدي موعود است. ... »


لينك | نوشته شده در 88/05/08ساعت توسط سيد علی منیری|