خبرگزاري فارس: پرچم سازمان جوانان هلالاحمر كشور توسط اعضاي كاروان پياده رد پاي عشق به غبار مطهر امام هشتم (ع) طي آييني متبرك شد.
به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا»
به نقل از روابط عمومي جمعيت هلالاحمر خراسان رضوي، اين آيين معنوي با حضور 500 تن
از اعضاي جوانان جمعيت هلالاحمر سراسر كشور با شكوه خاصي برگزار شد.
اين پرچم
پيش از اين به ضريح پيامبر اسلام (ص) در مدينه متبرك شده بوده كه اعضاي جوانان
هلالاحمر آن را از مشهد شهداي شلمچه تا مشهد الرضا (ع) حمل كردند.
حمل كنندگان
اين پرچم متبرك رضا، رضا گويان مسير بلوار امام رضا (ع) تا حرم مطهر رضوي را در
ميان استقبال گرم زائران و مجاوران طي كرده و با عبور از صحنها و رواقهاي اطراف
با ضريح مطهر امام رضا (ع) متبرك كردند.
رئيس سازمان جوانان جمعيت هلال احمر
كشور در اين آيين گفت : منشور اخلاقي كاروان رد پاي عشق شناسايي توانمنديهاي
واقعي، اجتماعي و فرهنگي جوانان عضو اين سازمان است.
محمود مظفر افزود:
شناساندن مسير حركت امام رضا (ع) به ساكنان مناطق شهري و روستايي براي ديگر نسل
جوان از محورهاي اصلي اين حركت معنوي بوده است.
وي بيان كرد: هدف سازمان جوانان
هلالاحمر تربيت نسل جوان در قالب فعاليتهاي امدادي، فرهنگي، اجتماعي و تقويت قواي
فكري و جسمي جوانان است.
كاروان رد پاي عشق متشكل از 500 نفر از منتخبان اعضاي
سازمان جوانان جمعيت هلال احمر سراسر كشور، مسير مشهد شهداي شلمچه تا مشهد الرضا
(ع) كه مسير حركت امام رضا (ع) بوده را در 45 روز پياده طي كردند.
اعضاي اين
كاروان حركت خود را از ماهها قبل از مدينه منوره با متبرك كردن پرچم سازمان جوانان
هلالاحمر به ضريح پيامبر اسلام (ص) آغاز كرده و پس از عبور از استانهاي كشور وارد
مشهد شدند.

شهادت امام صادق(ع) بر تمامي شيعيان جهان تسليت باد
مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:
۱- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!
2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!
3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!
4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!
5- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!
6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!
7- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مىشود، پس فریب براى چیست؟!
8- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!
9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!
10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!
من و تو كه الان این مطلب را خواندیم، وقت آن است كه چند دقیقهای به این چیست و چراها فكر كنیم.
فرمانروايي كه مي كوشيد تا مرزهاي جنوبي كشورش را گسترش دهد، با مقاومت هاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمت هاي سردار به حدي رسيد كه خشم فرمانروا
رابرانگيخت، بنابراين او تعداد زيادي سرباز را مامور دستگيري سردار كرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا در آمدند و براي محاكمه و مجازات به پايتخت فرستاده شدند. فرمانروا از سردار پرسيد: اي سردار، اگر من از گناهت بگذرم و آزادت كنم، چه ميكني؟
سردار پاسخ داد: اي فرمانروا، اگر از من بگذري به وطنم باز خواهم گشت و تا آخر عمر فرمانبردار تو خواهم بود. فرمانروا پرسيد: و اگر از جان همسرت در گذرم، آن گاه چه خواهي كرد؟ سردار گفت: آن وقت جانم را فدايت خواهم كرد! فرمانروا از پاسخي كه شنيد آن چنان يكه خورد كه نه تنها سردار و همسرش را بخشيد، بلكه او را به عنوان استاندار سرزمين جنوبي انتخاب كرد.
سردار هنگام بازگشت از همسرش پرسيد: آيا ديدي سرسراي كاخ فرمانروا چقدر زيبا بود؟ دقت كردي صندلي فرمانروا از طلاي ناب ساخته شده بود؟ همسر سردار گفت: راستش را بخواهي، من به هيچ چيز توجه نكردم. سردار با تعجب پرسيد: پس حواست كجا بود؟ همسرش در حالي كه به چشمان سردار نگاه ميكرد به او گفت: تمام حواسم به تو بود. به چهره مردي نگاه ميكردم كه گفت حاضر است به خاطر من جانش را فدا كند!
روزي اسب كشاورزي داخل چاه افتاد . حيوان بيچاره ساعت ها به طور ترحم انگيزي ناله مي كرد
بالاخره كشاورز فكري به ذهنش رسيد . او پيش خود فكر كرد كه اسب خيلي پير شده و چاه هم در هر صورت بايد پر شود . او همسايه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بيل در چاه سنگ و گل ريختند.اسب ابتدا كمي ناله كرد ، اما پس از مدتي ساكت شد و اين سكوت او به شدت همه را متعجب كرد . آنها باز هم روي او گل ريختند . كشاورز نگاهي به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه اي ديد كه او را به شدت متحير كردبا هر تكه گل كه روي سر اسب ريخته مي شد اسب تكاني به خود مي داد ، گل را پا يين مي ريخت و يك قدم بالا مي آمد همين طور كه روي او گل مي ريختند ناگهان اسب به لبه چاه رسيد و بيرون آمد
زندگي در حال ريختن گل و لاي برروي شماست . تنها راه رهايي اين است كه آنها را كنار بزنيد و يك قدم بالا بياييد. هريك از مشكلات ما به منزله سنگي است كه مي توانيم از آن به عنوان پله اي براي بالا آمدن استفاده كنيم با اين روش مي توانيم از درون عميقترين چاه ها بيرون بياييم
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و با شکوه روزه داران موحد تهرانی در سومین نماز جمعه ماه مبارک رمضان، با تبیین سلوک سیاسی مولای متقیان حضرت علی بن ابیطالب(ع)، رفتار سیاسی امام خمینی را منطبق با سلوک و سیره امیر مومنان برشمردند و تأکید کردند: روز قدس از برجسته ترین یادگارهای امام راحل عظیم الشأن است و به فضل و هدایت الهی، ملت بزرگ و بیدار ایران جمعه آینده، یکپارچه و متحد، پرچم حمایت از مظلومان فلسطین را در پیشاپیش ملت های ظلم ستیز جهان، به اهتزاز درخواهد آورد.

در بين ماه هاي سال قمري، ماه مبارك رمضان، از قداست و جايگاه ويژه اي برخوردار است چنانكه در دعاي مخصوص آن مي خوانيم: «... و هذا شهر عظمته و كرمته و شرفته و فضلته علي الشهور...»؛ (اقبال الاعمال/24) «و رمضان، ماهي است كه او را عظمت و كرامت و شرافت، و فضيلت دادي، نسبت به ماه هاي ديگر.»
رسول خدا(ص) مي فرمايد: «اگر كسي در اين ماه، يك آيه از قرآن، تلاوت كند، ثوابش مثل كسي است كه در غير ماه رمضان، يك بار قرآن را ختم كرده باشد.»(امالي صدوق/93) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است: «هركس در ماه رمضان، صدقه اي بدهد خداوند هفتاد نوع، بلا را از او دور مي كند.» (بحار/ 93/316)
حضرت علي(ع) از پيامبر خاتم(ص) نقل مي فرمايد: «هيچ مؤمني نيست كه ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگيرد، مگر آن كه خداي تبارك و تعالي، هفت خصلت را براي او لازم گرداند، هرچه حرام در پيكرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خداي عزوجل نزديك مي شود. (با روزه خويش) خطاي پدرش حضرت آدم را مي پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، براي او، آسان كند. از گرسنگي و تشنگي روز قيامت در امان است. خداي عزوجل از خوراكي هاي لذيذ بهشتي او را نصيب دهد. و بالاخره خداي عزوجل، برائت و بيزاري از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودي بود) كه عرض كرد راست گفتي اي محمد.» (من لايحضر صدوق/2/74)
ماه مبارك رمضان علاوه بر اين كه ماه عبوديت و بندگي، و ماه غفران و رحمت الهي است، از جهات ديگر نيز حائز اهميت است:

عيد نيمه شعبان، بهانه اي براي توجه به اين حقيقت است كه « لو بقيت الارض بغير امام لساخت » و « من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » اين مساله در منابع و مصادر فكري شيعه در قالب ابوابي چون: « باب الاضطرار الي الحجة » ، « باب وجوب معرفة الامام » ، « باب انه لا تقبل الاعمال الا بالولاية » و ... منعكس شده است.
در حقيقت درك نيمه شعبان ، درك مهم ترين پايه ي اعتقادي اسلام است. آيت الله جوادي آملي مي نويسند: « از خود امام عصر (عليهالسلام) نيز رسيده است كه: من مايهي امنيت اهل زمين هستم چنانكه ستارگان مايهي امنيت براي اهل آسمان هستند: "إنّى لأمان لأهل الأرض كما أنّ النجوم أمان لأهل السماء"(بحار، ج 52، ص 92.). بنابراين، در تمام اعصار ـ از جمله اين عصر ـ حجت الهي در ميان بندگان او حضور دارد، از اين رو شيعه معتقد است كه مهدي موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است. اين كه گاهي تعبير به "مهدي موعود موجود" ميكنيم، سرّش همين است وگرنه اصل موعود بودن مهدي مورد قبول بسياري از فِرَق است. آنچه كه شيعهي اثناعشري را از ديگران ممتاز ميكند اعتقاد به موجود بودن مهدي موعود است. ... »